Home شعر شعر دیگر

 

نامه به یک دوست مرده

 

 

 

 

مگر آنجا انترنت هنوز

هنوز ِ شما را پُر نمی‌کند

که نامه می‌پراکنی؟

- حالم چطور است؟

هنوز در هنوز ِ خودم گیر کرده‌ام

و هر صبح

هنوز قهوه را به قحبه‌ی دلم می‌فرستم

و به یاد ِ شهامت‌های نداشته

سیگاری می‌گیرانم

تا شاید از دود کمی بالا بروم

و بالای خودم را تماشا کنم.

بعد با اندکی از انترنت

اندکی از هنوزم را مسموم می‌کنم.

- چه می‌کنم؟

دارم در سن ِ نمی‌دانم تا کجا

تازه می‌آموزم چگونه بیاموزم

و حرف که می‌زنم

خودم را بزنم.

- دوستان چه می‌کنند؟

هی پیر می شوند و

خیال می‌کنند بزرگ می‌شوند

گاهی با دروغ

پشت ِ حقارت پنهان می‌شوند

و در زوال،

هی کله‌های بادکرده می‌زایند.

فکر نکن که آیه‌ی یأس می‌بافم

خیلی خنده‌رو‌تر شده‌ام

جهان به طرز غریبی خنده‌دار شده است

و آدم‌های میهنی

حرف‌هایی در کامپیوتر به سوی هم پرت می‌کنند

که به خیالشان جدی ست،

ولی آدم از خنده

روده‌ی حرف‌ها را توده می‌بیند.

هامبورگ- مه 2007

نظر: این شعر در اخبار روز منتشر شده و نگره ی زیر درباره ی آن آمده است:

 

از : بهرام بهرامی

عنوان : یکی از بهترین شعرهای ۳۰ ساله اخیر
در حالی که زبان فارسی در داخل و خارج از کشور از تولید انبوه آن چه به نادرست شعر نامیده می شود به اشباع و فراتر از آن رسیده است و رغبت شعر خواندن در دل هر کس که با شعر اندکی آشنا است مرده است، این شعر
(نامه به یک دوست مرده) یکی از بهترین شعرهائی است که در ۳۰ ساله اخیر خوانده ام . زبان، تصویر ،ساختار، تخییل ، اندیشه و عاطفه در این شعر فشرده و موجز خلاقانه تلفیق شده است . یاد شعر معروف نیما را زنده می کند به نام نامه به یک زندانی . آفرین آقای فلکی ....
- تاریخ انتشار : ۲۴ خرداد ۱٣٨۷

از سایت "اخبار روز"

 

Add comment


Security code
Refresh